الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

95

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) در مقابل اين خصلت‌هاى پسنديده به آداب و رفتارهاى زشتى آلوده بودند كه تمام اين خصلت‌ها و كمالات را زايل مىكرد و اگر رحمت الهى شامل حالشان نمىشد و پيامبرى در ميانشان مبعوث نمىشد كه آنها را تزكيه كند و كتاب و حكمت به آنها بياموزد ؛ امروزه ما با نسلى از عدنانىها زندگى نمىكرديم ؛ بلكه آنها به عرب‌هاى منقرض شده ملحق مىشدند كه تنها قصه و افسانه‌اى از آنها در تاريخ به يادگار مىماند . شيوع جهل و خرافات و فساد در ميانشان به حدى بود كه زندگيشان را شبيه زندگى حيوانات نموده بود و چنان كه تاريخ نقل مىكند ، جنگ‌هايى در ميانشان وجود داشته كه گاه تا پنجاه و بلكه تا صد سال طول كشيده است و علّت شروع آتش جنگ هم مطلب كوچكى بوده است كه عادتا قابل توجه نبوده است . ( 2 ) عدم وجود حكومت قدرتمندى كه دست سركشان و غارتگران را كوتاه كند ، و وضعيّت نامناسب شبه جزيره از جهت آب و علف ، باعث شده بود كه اكثريت اعراب از همان ابتدا ، زندگى چادرنشينى را برگزينند و در طول سال براى دستيابى به آب و علف بهتر در صحراها گردش كنند و هر جايى كه اثرى از آب و علف يافتند ، چادرهايشان را در اطراف آن برپا كنند و هرگاه كه مطلع مىشدند مكان بهترى وجود دارد ، بار و بساط خويش را جمع مىكردند و كوچ خود را به سوى آن محل آغاز مىكردند . جهل و فقر و فقدان يك نظام حاكم ، به صورت بارزى بر سراسر جزيرة العرب سايه افكنده بود به طورى كه عادت‌هاى قبيح به صورت امورى عادى در آمده بود و غارت‌گرى و چپاول و اسير كردن همديگر در ميانشان زياد شده بود و رباخوارى و شراب‌خوارى و قمار بازى در ميانشان متداول شده بود . ( 3 ) آنها جوانمردى را مىستودند و شجاعت را ستايش مىكردند ؛ ولى مفهوم شجاعت در ميانشان عبارت بود از اين كه شخصى افراد زيادترى را كشته و خون بيشترى ريخته باشد . همچنين غيرت در ميانشان به اين معنا بود كه مردى دختران خويش را زنده به گور كند و وفادارى را به اين مىدانستند كه از عشيره و هم‌پيمانانشان در هر چيزى حمايت كنند ، چه اين كه براى امر حقى باشد يا براى امر باطلى : قوم اذا الشرّ أبدى ناجذيه لهم * طاروا اليه زرافات و وحدانا لا يسألون اذا هم حين يندبهم * فى النائبات على ما قال برهانا « 1 »

--> ( 1 ) . از قريط بن أنيف از شعراى جاهليت ؛ چنان كه در شرح ديوان حماسه مزروقى ، ص 27 - 29 آمده است .